ehtemad: پسري كه در يك اقدام جنون آميز پدر و مادر پير خود و برادر 30 سالهاش را با ضربات چاقو در خانه ويلاييشان در حكيميه تهران به قتل رسانده بود ديروز بخاطر عذاب وجدان خودش را به پليس معرفي كرد.
صبح ديروز سعيد )43 ساله( كه مرتكب قتل سه تن از اعضاي خانوادهاش شده بود به كلانتري 144جواديه تهرانپارس رفت و خودش را تسليم كرد.
سعيد در اعترافات خود گفت: من قصد كشتن اعضاي خانوادهام را نداشتم اما از حدود سه ماه قبل كه با همسرم متاركه كرده بودم و در خانه پدر و مادرم زندگي ميكردم حال روحي خوبي نداشتم، بخصوص اينكه مدام با برادر كوچكترم كه او هم مجرد بود و در خانه پدر و مادرم زندگي ميكرد، اختلاف و درگيري پيدا ميكردم.
سعيد گفت: من ليسانس مديريت دارم و در كار نقشه برداري فعاليت داشتم اما حدود يك سال قبل ورشكسته شدم، بدهيهاي زيادي بالا آوردم و تمام سرمايه و زندگيام را از دست دادم. از همان موقع همسرم بناي ناسازگاري گذاشت و بالاخره سه ماه قبل از هم جدا شديم و تنها دخترم را كه 7 سال بيشتر ندارد همراه خود برد. من هم به خانه پدر و مادرم آمدم ولي وضع روحي بدي داشتم. هر چه فكر كردم جز رفتن از اين كشور راه چارهيي نيافتم اما چون پولي در بساط نداشتم از پدرم خواستم تا سهمالارث مرا بدهد. به او گفتم تا زنده هستي خودت اموالت را بفروش و سهم بچهها را بده، من الان احتياج دارم، اما او قبول نميكرد البته برادرم ابوالفضل عامل اصلي اين مخالفت بود و اجازه نميداد پدرم خانه و اموالش را بفروشد. روز يكشنبه هم باز من و برادر كوچكترم ابوالفضل با هم بر سر همين موضوع درگير شديم و آنقدر عصباني شدم كه ناخودآگاه به آشپزخانه رفتم و چاقوي بزرگي برداشتم و به طرف ابوالفضل حمله كردم. پدر پيرم براي اينكه ميانجيگري كند خودش را جلوي برادرم انداخت اما من كه از دست او هم ناراحت بودم چند ضربه به قلب و شكم پدرم و برادرم زدم و هر دو را كشتم.متوجه شدم مادرم در حال جيغ و فرياد كردن است و تلفن را برداشته و به برادر ديگرم حميد خبر ميدهد. آنقدر عصباني بودم كه نميفهميدم چه ميكنم. به سراغ مادرم رفتم و او را هم با ضربات چاقو از پا در آوردم. در همين موقع برادرم حميد رسيد و من با ديدن او چاقو را انداختم و فرار كردم. در جريان فرار بود كه فهميدم مادرم را به بيمارستان انتقال دادهاند كه در آنجا فوت شده است.
سعيد در ادامه بازجوييها گفت: در اين مدت در پاركها و خيابانها سرگردان بودم. چون هيچ دوست و فاميلي نداشتم كه به آنها پناه ببرم. عذاب وجدان شديدي داشتم و از كاري كه كرده بودم پشيمان بودم. بخصوص وقتي فهميدم مادرم هم در بيمارستان مرده، تصميم گرفتم كه خودم را معرفي كنم و صبح زود به كلانتري رفتم و خودم را معرفي كردم.
بازپرس اصغرزاده، مسوول پرونده و رييس شعبه دوم دادسراي جنايي تهران گفت: سعيد با اينكه ليسانس مديريت و مهندس آرشيتكت است در يك شرايط خاص رواني دچار چنان حالتي شد كه حتي به پدر و مادر و برادر خود هم رحم نكرد. سعيد آدم تحصيلكرده و خانوادهداري است اما بخاطر قرار گرفتن در شرايط اقتصادي بد و از سوي ديگر مشكلات عاطفي به جايي رسيد كه كنترل رفتار خود را از دست داد و دست به چنين جنايت فجيعي زد. البته شايد اگر به نوع تربيت و گذشته او بيشتر دقت كنيم با مواردي برخورد كنيم كه در رفتار امروز او بيتاؤير نبوده است اما در هر حال شرايط اقتصادي، عاطفي و حتي اجتماعي همگي از عواملي بودهاند كه در ارتكاب قتل خانوادگي در سعيد نقش بسزايي داشتهاند.
سعيد بعد از اعتراف به قتل از سوي بازپرس اصغرزاده بازداشت شد و براي تحقيقات بيشتر در اختيار اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.