ehtemad:هميشه اوقات فراغت خوشايند، خواسته اقشار مرفه جوامع انساني بوده است. برپايي ميهمانيها و مجالس باشكوه، شركت در مسابقات ورزشي مختلف و اجراي تئاتر از جمله برنامههاي اوقات فراغت گذشته بود.
در كشور يونان وجود آمفيتئاتر، كتابخانه، استاديوم ورزشي و عشرتكده در جوار محور اصلي شهر افهسوس از دولت شهرهاي يونان نبرد گلادياتورها در ورزشگاههاي عظيم از جمله كلوزيوم در شهر رم، حمامهاي رومي كه ضمن استحمام چندين ساعته به بحث در امور اجتماعي و سياسي نيز ميپرداختند، برگزاري بالماسكه كه هنوز هم در ونيز طرفداران زيادي دارد. برگزاري مسابقات كشتي و چوگان و تيراندازي و شكار و تشكيل حرمسراها، تماشاي عمليات پهلواني و چشمبندي و ورزشهاي باستاني و... در ايران در همين راستا انجام ميشد.
اوقات فراغت در گذشته زمان قابل توجهي از عمر انسان را به خود اختصاص ميداد، ولي در زندگي امروز با محدوديت زماني كه انسان با آن دست به گريبان است، اين اوقات به حداقل رسيده، به همين جهت استفاده بهينه از آن بسيار اهميت پيدا كرده است.
در گذشته اوقات فراغت در روستاهاي ايراني از اواسط پاييز آغاز ميشد و تا اواخر زمستان به طول ميانجاميد. اين دوران طولاني فراغت يا ركود در زندگي روستاييان منحصرا به زير كرسي نشستن و قصهگفتن و گاهي شبنشيني و رفتن به منزل اقوام و همسايگان ميگذشت و نياز به فضايي خاص براي اين منظور وجود نداشت. اين روال با تغييراتي كماكان ادامه دارد.
زندگي در شهرها هر چند به كندي، جريان داشت و اوقات فراغت شهرنشينان نيز به طور عمده با ديد و بازديد سپري ميشد. ولي براي بخش قابل توجهي از مردم كه كودكان و نوجوانان را شامل ميشدند وضعيت مشابه زندگي در روستا بود، منتها با تغيير در فصلأ يعني تقريبا از اواسط خرداد ماه كه تعطيلات تابستان آغاز و تا اول پاييز ادامه داشت، ركود زندگي در گروه سني 6 تا 18 سال يعني بيش از نيمي از شهرنشينان در اين ماهها به وضوح ديده ميشد. اين زمان طولاني بدون هيچ تداركي به بطالت ميگذشت. شايد به عنوان يگانه نقطه مثبت آن، تجربه با هم بودن و در كنار هم بودن را بتوان نام برد كه بازي با كودكان همسايهها و اقوام به آنان ميآموخت.
در تهران گاهي دو هفته يك بار يا ماهي يك بار رفتن به سينما و در طول تعطيلات، يك بار رفتن به كافه شهرداري و كلاب )كه يگانه تفريحگاه كودكان در سراسر ايران بود( در آن بيبرنامگي ميگنجيد. بازيها شامل ليلي، گرگم به هوا، قايم باشك، يك قل دو قل، دوزبازي، ماربازي، طناببازي، عمو زنجيرباف و مهمانبازي و تپ تپ خمير بود. ولي باز هم مهمترين سرگرمي مردم از بزرگ و كوچك، رفتن به مهماني بود.
اگر عزاداري ماه محرم با تابستان همزمان ميشد، شركت در مراسم تعزيه و روضهخواني از وقايع مهم در تعطيلات تابستان به حساب ميآمد. رفتن به قهوهخانه يا زورخانه به برخي از مردان اختصاص داشت و عموميت نداشت و گروه معدودي به اين طريق وقت فراغت خود را ميگذراندند.
رفتن به سر پل تجريش و دربند و خوردن گردو و بستني و جگر از تفريحات مهم و نسبتا لوكس در تهران محسوب ميشد.
به دليل در اختيار نداشتن اتومبيل شخصي، سفر، واقعهيي تاريخي در زندگي افراد به حساب ميآمد. مهمترين واقعه در دهه سي ورود تلويزيون به ايران بود كه بهترين اوقات فراغت با برنامههاي محدود آن ميگذشت و خانهيي كه اين شي لوكس وارد آن ميشد محل تجمع همسايهها و اهل محل ميشد.
در دهه 40در پي رونق اقتصادي ناشي از افزايش درآمد نفت و ارتباط نسبتا وسيع با كشورهاي پيشرفته و بازگشت تحصيلكردههاي فرنگ رفته به وطن، فرهنگ استفاده از اوقات فراغت طولاني كودكان و نوجوانان به ايران آورده شد و در نتيجه موسسات آموزش زبان و موسيقي و نقاشي و رقا و... پا گرفت و البته نيمنگاهي هم به ورزش شد. به همين ترتيب رفته رفته ارزش وقت و استفاده بهينه از اوقات فراغت بيشتر شد.
با پيروزي انقلاب كه همه جوانب زندگي را تحتالشعاع قرار داد و دوران جنگ 8 ساله و پيامدهاي آن در كشور اين روند به فراموشي سپرده شد. پس از خاتمه جنگ موضوع اوقات فراغت مجددا مطرح و رفته رفته پررنگتر شد تا امروز كه به عنوان يك مساله مهم ضرورت برخورد جدي با آن مشاهده ميشود.
فراغت امروز
ظهور وسيع فرهنگسراها در اوايل دهه هفتاد در تهران جرقه يي بود كه به روشنايي قابل توجهي تبديل شد و مفهوم استفاده بهينه از اوقات فراغت و گردشگري را به ارمغان آورد.
برگزاري كنسرت، سخنراني، تئاتر، نمايشگاه نقاشي، عكاسي، گلسازي، كارهاي دستي، كلاسهاي آموزش نقاشي، سفالگري، موسيقي، كامپيوتر و تهيه كتابخانه، ويدئو كلوپ و بازارهاي فروش كارهاي دستي از جمله فعاليتهاي اين فرهنگسراهاست.
امروز اوقات فراغت را از نظر طول زمان ميتوان به دو بخش كوتاهمدت )فرصتهاي چند ساعته در روز( و دراز مدت كه چند روز، يك هفته يا يك ماه از سال است تقسيم كرد.
اوقات فراغت كوتاه مدت
فعاليت فرهنگي هنري شامل رفتن به سينما و كنسرت، تئاتر و مشاهده آؤار هنري در موزهها و نمايشگاههاي عكس، مجسمه، نقاشي، از جمله فراغت كوتاه مدت است.
فعاليت ورزشي شامل رفتن به انواع باشگاههاي ورزشي نيز در زمره اوقات فراغت كوتاه مدت قرار ميگيرد.
ارتباط با طبيعت، شامل پرورش گل و گياه، نگهداري از حيوانات خانگي، پرندگان، آكواريوم و... كه معمولا در خانهها فضايي به آن اختصاص داده ميشود، يگانه فعاليتي است كه در شهرهاي ديگر رونق بيشتري از تهران دارد. مراكز پرورش و فروش پرندگان و ماهيها بخشي از فضاي پاركهاي شهري را به خود اختصاص ميدهد. گلخانههايي كه گياهان مختلف سراسر جهان را ميتوان در آن به نمايش گذاشت بينندگان زيادي دارند.
مطالعه كه شامل خواندن كتاب، فصلنامه، ماهنامه، مجله، روزنامه يا آموختن زبان است ميتواند بخشي از اوقات فراغت را پر كند. در چند سال اخير تعداد زيادي كتاب، ترجمه يا تاليف شده و به چاپ رسيده كه ميتواند در كتابخانه كوچك محلي يا در پاركها، مساجد و مدارس جمعآوري و در اختيار جوانان قرار گيرد. در اين مورد تنوع موضوع كتابها نقش اساسي دارد. در فرهنگ ما استفاده چند منظوره از يك فضا، بسيار رايج است، مثلا اتاقي كه در روزها به فعاليتهاي مربوط به روز مانند نشستن، خوردن غذا، پذيرايي از مهمان ميتواند اختصاص يابد در شب به فضاي خواب تبديل ميشود، از اين خاصيت ميتوان در ساير كاربريها نيز استفاده كرد.
در دنياي فراغت كوتاه مدت از همه پررونقتر دنياي كامپيوتر است كه علاقهمندان رو به تزايدي دارد و از طريق اينترنت دنياي وسيعي در مقابل انسان گشوده ميشود كه با وجود مزاياي بيشمارش در بهترين شكل انسانهايي را با اطلاعات بسيار وسيع و گسترده، ولي عاجز از ارتباط رو در رو با ديگران پرورش ميدهد.
كافينتها و گيمنتها اين نياز را بر آورده ميكنند و در دور افتادهترين شهرهاي ايران اين مكان شكل گرفته و رونقي نسبي دارد.
اوقات فراغت بلند مدت
اوقات فراغت بلند مدت شامل فعاليت عمده گردشگري است كه شامل مسافرت هاي، ورزشي، ارتباط با طبيعت و استراحت و تفريح و زيارت ميشود.
مسافرتهاي فرهنگي مانند بازديد از مراكز هنري، تاريخي، فرهنگي، مردمشناسي و...
فعاليت ورزشي مثل كوهنوردي و ورزشهاي آبي مثل شنا و اسكي روي آب، قايقسواري، اسبسواري، اسكي و لوژسواري كه بخشي از آنها ورزشهاي لوكس هستند را شامل ميشود.
مسافرتهاي در ارتباط با طبيعت شامل بازديد از مناطق داراي ويژگي خاص زيست محيطي مثلا بازديد از غارها، گلافشانها، چشمههاي آب گرم، كوير و... كمپينگ در جنگل و كنار رودخانه، ماهيگيري و... است.
سفرهاي تفريحي، بيشتر اقامت در هتل، متل، ويلاهاي خصوصي يا مجتمعهاي رفاهي، صرف غذا در رستوران، بازديد از مراكز تجاري و خريد، بازديد از ديدنيهاي معمول و متعارف و... را در برمي گيرد و سفرهاي زيارتي، مراجعه به زيارتگاهها در مراكز فعاليت قرار ميگيرد. مسافرت معمولا نياز به تاسيساتي مانند مهمانسرا، هتل، متل، سوييت، مسافرخانه، زايرسرا، كمپينگ، رستوران و وسايل ارتباطي دارد. كمبود اين تاسيسات در شهرهاي ايران به قدري زياد است كه گاهي براي انجام ماموريتهاي اداري نيز مامور علاوه بر كمبود وسيله حمل و نقل بين شهري اعم از زميني و هوايي و ريلي، بدون جا و مكان ميماند و به اين سبب مردم براي سفرهاي تفريحي رغبت كمتري نشان ميدهند.
استفاده از مدارس در تابستان و تعطيلات رسمي به عنوان خوابگاه، بخشي از مشكلات مسافران، مشتاقان و علاقهمندان به گردشگري را حل ميكند.
شمار كساني كه به كار و حرفه خود عشق ميورزند و با رضايت و جان و دل به آن اشتغال دارند زياد نيست و بيشتر مردم به دليل محدوديت در انتخاب شغل و ناتواني از به دست آوردن مشاغل مورد علاقه و صرفا براي كسب درآمدي كه غالبا تكافوي برآوردن نيازها و خواستههاي ريز و درشت و روزمره و برخي مطالبات پيش از موعد و روزافزون را نميكند، به «كار»، تنها به عنوان ممر درآمد نگاه ميكنند. به همين دليل براي آنان كه گروه كثيري از مردم بويژه جوانان را شامل ميشوند، نحوه گذراندن اوقات فراغت از اهميت ويژه يي برخوردار است كه نميتوان ناديده گرفت.