از يك همكار خبري ؛وقتي «اجل» سر برسد!
ehtemad:وقتي ميگن اجل يك نفر سر رسيده و بايد بار سفر ببنده و راهي ديار آخرت بشه!واقعاص آدم تعجب ميكنه از قضا و قدر، طفلك همكاران عزيزمون كه براي پوشش خبري مانوري در چابهار بايد جووني خودشون رو كف دستشون بگيرند و با هواپيماهاي 40 سال پيش راهي خليج فارس بشن!
يكي از دوستانم ميگفت: وقتي برو بچههاي خبرنگار و عكاس ميخواستند سوار هواپيماي 130ئ بشن و خطرات اين مسافرت را به جان بخرند به علت نقا فني هواپيما با تاخيري چند ساعته مواجه شدند و حتي قرار بود سفر كنسل شود اما با تلاشهاي فراوان نقا فني به ظاهر «برطرف» شده و پس از دقايق طولاني انتظار سوار هواپيما شدند و يك چرخي هم روي آسمان تهران زدند و خلبان هم وقتي ديده اوضاع خرابه و هواپيما در حال سقوط هست، تقاضاي فرود اضطراري ميكنه و دوباره به سمت مهرآباد برميگرده! اما باز هم «اجل» سر رسيده نميگذاره، بار ديگر بهترين دوستان را ببينيم. خب خيلي از همكار كشته شدهمان صدا و سيمايي بودند. اونجا غوغايي بود و همه به سر و سينه خود ميزدند و اشك ميريختند هيچكس باورش نميشد كه اين اتفاق افتاده و رفقاي دوران خاطرات بسيار ديگه به پايان زندگي رسيده باشند!
شبكه خبر با اينكه بهترين نيروهاش را از دست داده اما يك رسالت ديگهيي هم داره كه آن خبر رساني سريع و «دقيقه»! بچهها با چشمان گريان آخرين خبرها را به اطلاع مردم ميرسانند! اين هم آخر و عاقبت كار خبرنگاري است كه هميشه جانشان كف دستشان است اما هيچكس اونهارو نميبينه.