خفاشان شب
جام جم:في الحال در کل مملکت هيچ خبر مهمتر از اين نبوده که والاجاه دکتور محمودخان احمدي نژاد از براي والي مملکت اتازوني يک مرد نصارا جورج دبليو به اصطلاح بوش ، يک نامه نگاشته و اين مرد نصراني ، از جواب استنکاف کرده و به يک ضعيفه زنگي (کاندوليزا نام) که امور خارجه مملکت ينگه دنيا را به او سپرده اند ، از براي خودش يک قدري فرمايشات فرمود. هر مرد غيور که شنيده خواسته که يک کاري بکند، اما فعلا موقع کظم غيظ بود.
تا بعدا چه شود. اخيرا هم دو تا پسربچه نوجوان که تازه زنخشان سياه شده و پشت لبشان سبز گرديده را پيدا کرده اند که دزدي و هيزي کرده و علنا در شوارع ، از مردم و کسبه دزدي کرده ، هرچه دم دستشان آمده برداشته و فلنگ را بسته و دررفته.
آقايان نسقچي ، اينها را نيز کمين گذاشته دستگيرشان کرده به کميسري برده ، آقايان افسر نگهبان که آنها را مقر آورده اند ، گفته اند که هر عيب که بوده از والدين بوده و از بس رعايت روانشناسي و توجه به امور سايکولوژيک نکرده ، اين نوجوانها پرخاشگر شده دزد شده ، موجبات شرم خانواده را فراهم آورده اند. حالا اينها را فرستاده اند دارالتاديب بلکه آدم شوند و به آغوش جامعه بازگردند ان شاءالله.
راپورت خفيه / ميرزاسيدعلي ميرفتاح