هموطن سلام- سيد ايمان ضيابري- براي آشنايي دانش آموزان ايراني با مظاهر تجلي تمدن غني و پربارشان كارهاي زيادي مي توان انجام داد. كشوري كه تمدنش به هزاران سال پيش باز مي گردد و زماني كه در هيچ گوشه يي از اين كره ي خاكي، اثري از زندگي دسته جمعي و مناطق مرزبندي شده ي جغرافيايي كه امروزه آنها را روستا و شهر مي ناميم نبود، ايرانيان بودند كه با تاسيس شهرها و روستاها و بناهايي براي زندگي، عبادت و تفريح نخستين آثار تمدن و حيات گروهي انساني را از خود به جاي گذاشتند و فرصتي را براي رشد و توسعه ي كشاورزي، دامپروري، كار و فعاليت و زندگي شهري فراهم نمودند.
با گذشت زمان و گسترش مهاجرت اقوامي كه از نقاط مختلف دنيا براي شكل دادن هويتي واحد به ايران مي آمدند.
سرانجام اين كليت شكل گرفت و وحدتي كه به نظر مي رسيد هدف همه ي مهاجرين ساكن كره ي زمين به ايران بوده، رخ نمود و در نتيجه حكومتي براي مردماني روي كار آمد كه ايراني بودند و براي سازندگي آمده بودند.
نخستين بناها به همت حكومتگران و مردمان ايران، در يك همكاري گسترده در طول تاريخ در ايران ساخته شدند و به همين دليل نيز آثاري از آن زمان به جا مانده كه امروزه مورد توجه همه ي جهانيان است. دعوت از اهالي فن و متخصصين زمان در ساخت و ساز و به مشاوره طلبيدن مشاوراني كه مي توانستند در بهبود وضعيت زندگي مردمان، راهكارهاي مناسبي ارايه دهند باعث شد تا تمدن ايران از كاملترين و غني ترين تمدنهاي بشري باشد و از اين رو امروزه ما مي توانيم با تكيه بر ميراث فرهنگي و نشانه هاي وحدت تاريخي مردم در كشورمان، به داشتن پشتوانه ي قوي و مستحكمي افتخار كنيم كه همانا مليت ماست.
ايران از نخستين كشورهايي بود كه در دنيا به طور واحد شكل گرفت و مجموعه يي از بسياري كشورهايي بود كه امروزه مستقل شدند و براي خود حكومتي دست و پا كرده اند. با اين حال، سابقه ي فعاليتهاي صنعتي، ساخت و ساز، خريد و فروش و فعاليتهاي اقتصادي و تجاري، داد و ستد و معاملات، تعاملات اجتماعي و سياسي و البته فعاليتهاي رسانه يي و فرهگي در ايران به چندين سال پيش باز مي گردد هرچند كه به صورت گسترده و پيشرفته ي امروزي نبوده است.
هر تخت و ميدان و كاخي را در هر گوشه يي از ايران كه به عنوان اثر باستاني و مكان تاريخي مورد بازديد گردشگران و مردم قرار مي گيرد در نظر بگيريم، روزي از پايگاههاي مهم قدرت مردمي يا حكومتي بوده و راهي براي سامان بخشيدن به وضعيت تمدن ايراني در سراسر اين پهنه ي پنهاور و به همين دليل حتي خرابه هاي آن را نيز بعد از گذشت هزاران سال، مورد تقديس و تكريم قرار مي دهيم.
بناها و اماكني كه امروزه ما از آنها به عنوان آثار باستاني ياد مي كنيم، همگي در ساليان دور، امكاني براي برقراي ارتباطات مردمي، پايگاههاي حكومتي و بازارها و بازارچه ها و باغهايي بودند كه فرصت داد و ستد، تفريح، گردش و البته فعاليتهاي اجتماعي را براي مردم فراهم مي كردند و تنها گذشت زمان و عبور ثانيه ها و لحظاتي كه سالها را ساختند و قرنها، باعث شد تا فرسودگي و تخريب جز ارمغاني براي بناهاي قرص و محكمي نباشد كه روزگاري پرهياهو و پر از رفت و آمد بودند و امروز تقديري به جز سكوت ندارند.
از اينكه آشنا نمودن كودكان و نوجوانان با آثار باستاني و اماكن تاريخي كشور چه مزايايي مي تواند داشته باشد، به مانند بسياري از موضوعات و سوژه هاي اجتماعي ديگر، در رسانه ها سخن بسيار رفته و البته در اين زمينه كارهايي نيز انجام شده است اما از بازتاب اجتماعي و مردمي آن به نظر مي رسد آشنا كردن قشر كودك و نوجوان جامعه با بناهاي تاريخي و آثار باستاني كه در نهايت نيز منجر به آشنايي آنها با تمدن و تاريخ كشور مي شود، جاي فعاليت و تلاش بسيار بيشتر دارد و هنوز در اين زمينه در آغاز راهيم.
هرچند تدوين و تاليف كتابهاي درسي با عنوان تاريخ كه مي تواند افقهاي ديد جديدي را در مقابل چشمان دانش آموزان و قشر كم سن و سال جامعه بگشايد، كاري بوده كه برخي از نيازهاي تئوريك كودكان و نوجوانان براي كسب اطلاعات در زمينه ي تاريخچه ي تمدنشان را برطرف نموده است اما ايجاد يك ذهنيت مثبت و مفيد از آنچه كه هزاران سال پيش در ايران مي گذشته و افرادي كه براي آباداني و سازندگي در اين حوزه ي جغرافيايي پهناور روي كار آمدند و زمام امور را در دست گرفتند، ضمن اينكه مي تواند حس اعتماد به نفس را در فرزندان اين آب و خاك تقويت كند، آنها را نسبت به داشتن يك پشتوانه ي قوي تاريخي و ملي اميدوار مي كند و حتي باعث ترغيب آنها براي كسب اطلاعات تكميلي بيشتر در مورد تاريخ كشورشان مي شود و اين ميسر نمي شود مگر اينكه تاليف كنندگان اين دست كتابهاي درسي، با حسن نيت و جمع آوري اسناد معتبر تاريخي كه به درخشندگيهاي تاريخي تمدن ايران صحه مي گذارند، آشنايي كودكان و نوجوانان با تمدن غني و چندهزارساله ي ايران زمين را ممكن سازند. در صورتي كه مطمئنا با تصويرسازي سياه و نادرست از تاريخ كشورمان و آشكار نكردن نقطه هاي برجسته ي فرهنگ و تمدن اين مرز و بوم، كودكان و نوجوانان را نسبت به مليتشان بي ميل و رغبت مي كنيم.
علاوه بر همه ي اينها، به نظر نمي رسد يادگيري و حفظ يك سري مكنونات ذهني و محفوظات درسي براي آشنايي با تاريخي مناسب باشد كه يك قوم وحشي مغول براي نابودي آن تنها با لشگركشي گسترده و راه اندازي عظيم ترين كشتار تاريخ توانست موفق باشد و بر مردمي سلطه يابد كه هيچگاه حكومت بيگانگان را تجربه نكرده بودند، هرچند كه اين سلطه ي كوتاه مدت بار ديگر توسط ايرانيان برچيده شد و سركرده ي آنها نيز به عذابي كه انتظارش مي رفت، دچار گشت!
بازديدهاي رودر رو با آثار و اماكن تاريخي ايران در نقاط مختلف كشور و برپاسازي گردشها و سفرهاي علمي كوتاه و بلندمدت براي آشنا ساختن نسل تشنه ي امروز با هويت بومي و ملي غني شان، ضمن اينكه مي تواند شوق آشنايي با فرهنگ چند هزارساله ي ايران را در كودكان و نوجوانان ايراني زنده كند، آنها را براي يادگيري در مورد آنچه در طول تاريخ بر يكي از اصيلترين اقوام ساكن در جهان گذشته راغب تر مي سازد و باعث مي شود هر كدام از آنها حتي در مورد تحقيق راجع به جلوه هاي عيني ظهور تمدن ايران زمين مشتاق تر شوند.
شايد تا به امروز براي برنامه ريزي در مورد تدارك گردشهاي تحقيقي و علمي و بازديدهاي متنوع دانش آموزي از هزاران اثر باستاني ملي و جهاني موجود در سراسر نقاط ايران كاري انجام نشده، اما حال كه بحث بحران هويت و عدم آشنايي كودكان، نوجوانان و جوانان با مليت و تاريخشان مطرح مي شود، در حالي كه هر كدام از آنها مي توانند نام گمنامترين بازيكنان فوتبال يا هنرپيشه هاي كشورهاي اروپايي را از بر باشند، و در حالي كه كشور ما روز به روز نياز به پرورش نيروهاي خلاق و بااستعداد براي حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و هنري اين آب و خاك را بيشتر احساس مي كند، به نظر مي رسد با انديشيدن تمهيداتي در راستاي آشناسازي كامل قشر جوان جامعه با مظاهر تبلور فرهنگ و هنر اصيل ايراني در هر گوشه از اين مرز پرگهر كه سرشار از معادن غني عشق، هنر و انسانيت است مي توان به بسياري از مشكلاتي كه در توسعه ي فرهنگي امروز به آن دچاريم غلبه كرد.
ايرانيهايي كه هزاران سال پيش، تك تك خشتها و آجرهاي عالي قاپو، سي و سه پل، هشت بهشت، تخت جمشيد، ارگ بم، ايوان مداين و... را روي هم مي چيدند، از نيروي عشق و قدرت درك خود در بناهايي كه به پا مي كردند، مي دميدند. امروز ما هم مي توانيم كاري كنيم كه كودكانمان با عشق و درك عميق راجع به تاريخ تمدن خود، نگذارند دست فراموشي هر آن بنا و تك سنگي را كه در جاي جاي اين وطن، يادگاري شده از يك فرهنگ پربار و عميق، به ورطه ي نابودي بكشاند.