ارسال لینک این مطلب از طریق یاهو مسنجر
اخراجيها در مجتمع قضايي شهيد بهشتي!

خانواده سبز-ساعت حدود ده صبح روز شنبه 8/2/86 در مجتمع قضايي شهيد بهشتي با تعدادي از هنرمندان سينما، تلويزيون و تئاتر برخورد داشته و در گفتگويي كوتاه با تعدادي از اين بازيگران كه هر يك در راهروها، شعب مختلف دادگاه و در بخشهايي از جمله اجراي احكام داشتيم، توجه شما را به سخنان اين قشر جلب ميكنيم:
مهدي ميامي: از فروردين سال 1385 حقوق، بيمه و مزاياي بيش از پنجاه نفر از بازيگران مركز هنرهاي نمايشي پرداخت نشده است كه بعد از پرسوجو از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دليل محكم و قانعكنندهاي نيز براي اين كار آنها پيدا نكرديم. اما اين كار آنها يك پديده تازه و نويي نيست زيرا كه با تغيير مديريت و سوء استفادههايي كه اعمال ميشود از اين اتفاقات نيز ميافتد اينها باعث شده است كه ما به حقوق خود در اين يكسال و اندي نرسيم.
از ديگر بازيگراني كه در مجمتع قضايي حضور داشتند ميتوان به شهره سلطاني، مرجانه گلچين، زهرا يعقوبي، اردلان شجاع كاوه، آتيلا پسياني وهنرمندان بسيار ديگري نام برد كه هر يك از اينكه به چه دليلي پايشان به دادگاه كشيده شده و اينكه چرا بيمه آنها قطع شده ابراز ناراحتي كرده و خواهان رسيدگي بعد از يكسال هستند.
يكي از موضوعات جالب توجه در پرونده اين پنجاه هنرمند اين بود كه پرونده هر يك از اين افراد به شعب مختلف در دادگاه ارجاع داده شده بود در حاليكه شكايت تمام اين افراد با يك موضوع خاص و در يك جهت بوده است.
مصطفي عبدالهي نيز يكي ديگر از هنرپيشگان گفت: «متاسفانه نزديك پنجاه نفر از بچههاي تئاتر از بازيگر و نويسنده و كارگردان و... بدون هيچ دليلي حقوق آنها را در يك سال گذشته پرداخت نكردند، لااقل ما خوشحال ميشويم از دليل اين كار با خبر شويم. احساس ميكنم اين يك توهين بزرگ است به عدهاي از هنرمندان كه ناگهان بيمه آنها قطع شود و حقوقشان را ديگر ندهند، اگر مركز هنرهاي نمايشي ما را نميخواستند، چرا در همان ابتداي فعاليت به ما نگفتند و ما را استخدام كردند و اگر آن موقع اطلاع داشتيم و ميدانستيم و جوان بوديم به دنبال كار ديگري ميرفتيم. بسياري از اين پنجاه نفر حدود بيست سال سابقه كار و 14 سال سابقه بيمه دارند. و بدون هيچ حساب و كتابي حقوق و بيمه آنها قطع ميشود!
اكثر ما سنين ميانسالي را سپري ميكنيم و حتي به بيماريهاي لاعلاج نيز دچار شدهايم، اين موارد را بايد به چه كسي گفت؟ در دورهاي كه صحبت از عدالت ميشود آيا اين امر بيعدالتي محض نيست؟ آينده ما با اين حقوقي كه نقش يك آب باريكه را داشت و آن را هم از ما گرفتند چه ميشود؟ از مسئولان ميخواهم كه احترام انساني را نگه دارند، محبت هنرمند به كنار!
چرا بايد بعد از يكسال و دو ماه در راهروهاي دادگاه بالا و پايين شويم و آخر هم ندانيم كه سرنوشت ما چه ميشود؟ آيا اين امر توجيه قابل قبولي دارد، در شرايطي كه صحبت از اشتغالزايي مي شود؟ چگونه 40، 50 نفر را بدون هيچ دليلي از كار بيكار ميكنند.
و در پايان وحيد ترحمي مقدم گفت: من هم مانند بقيه دوستان و يكي از اعضاء انجمن نمايش كه از سال 1348 در انجمن نمايش به عنوان بازيگر فعاليت دارم فقط يك حرف دارم آن هم به آقاي رييسجمهور، احمدينژاد دارم و آن اين است، من به عنوان پرچمدار عدالت اجتماعي به شما راي دادم، چرا شما به محض كسب كرسي رياست جمهوري حقوق مرا قطع كرديد؟